امروز ۴ مهر ۱۳۹۶
صفحه اصلی » اجتماعی » کبری روی تختش خوابیده بود که برادر شیشه ای اش بالای سرش رفت و…..+تصویر
کد خبر : 32706
تاریخ انتشار : ۱۸ تیر ۱۳۹۶در ۹:۱۴ ب.ظ

کبری روی تختش خوابیده بود که برادر شیشه ای اش بالای سرش رفت و…..+تصویر

کبری وقتی به اتاقش رفت و روی تختش دراز کشید نمی دانست برادر شیشه ای اش بالای سر او خواهد آمد.

کبری وقتی به اتاقش رفت و روی تختش دراز کشید نمی دانست برادر شیشه ای اش بالای سر او خواهد آمد.

این مرد معتاد که خواهرش را در توهم شیشه کشته بود دیروز در حالی پای میز محاکمه ایستاد که خواهرزاده هایش برای او حکم قصاص خواستند. صبح چهاردهم آذر ۹۴ دختر جوانی هراسان با کلانتری ستارخان تماس گرفت و از کشته شدن مادر ۵۵ساله اش به نام کبری خبر داد.

وی گفت: دیشب دایی ام به نام اکبر به خانه مان آمد و شام خورد. من برای درس خواندن به خانه دوستم رفتم و شب را همانجا ماندم اما صبح وقتی به خانه برگشتم با صحنه وحشتانکی روبه رو شدم.

پلیس Police به خانه مورد نظر رفت و با جنازه خونین زن میانسال که با ضربه های چاقو از پا درآمده بود روبه رو شد. همزمان با انتقال جنازه به پزشکی قانونی ماموران کلانتری نواب با مرد میانسالی روبه رو شدند که با دست و لباس های خونی بی هدف در خیابان پرسه می زد. این مرد ۴۷ساله به نام اکبر به ماموران گفت که خواهرش را کشته است. وی به پلیس آگاهی منتقل شد و به قتل Murder خواهرش اعتراف کرد. اکبر دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی Judge محسن زالی و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستاد. در این جلسه دو دختر قربانی در جایگاه ویژه ایستادند و برای دایی شان حکم قصاص خواستند. مادر قربانی اما گفت: حاضر به قصاص پسرم نیستم و اعلام گذشت می کنم.

وقتی اکبر روبه روی قضات ایستاد ادعای عجیبی مطرح کرد. وی گفت: سالها پیش به مواد مخدر Drugs اعتیاد داشتم و چند بار به زندان Prison افتادم.بعد از جدایی از همسرم به کمپ ترک اعتیاد رفتم و مواد رمخدر را ترک کردم اما نمی دانم چرا مادر و برادرم در غذایم مواد مخدر می ریختند. من چند بار با آنها درگیر شده بودم به همین خاطر خانه پدری ام در کاشان را ترک کردم و به تهران آمدم. چند شب را در مرقد امام خوابیدم اما چون پول هایم تمام شده بود با خواهر بزرگم که در تهران زندگی می کرد تماس گرفتم. کبری که چند سال بود از شوهرش جدا شده و همراه دو دخترش زندگی می کرد دنبالم آمد و مرا به خانه اش برد. او از من پذیرایی کرد اما وقتی میوه خوردم تمام بدنم شروع به سوختن کرد.آنجا بود که فهمیدم کبری هم در غذایم مواد مخدر ریخته است. عصبانی شده بودم که کبری به رخت خواب رفت و خوابید. اما من آرام و قرار نداشتم. نوایی در گوشم زمزمه می کرد باید کبری را بکشم. به همین خاطر نیمه شب به آشپزخانه ر فتم و با برداشتم کارد آشپزخانه خواهرم را کشتم. من همان موقع خانه را ترک کردم . در خیابان های بی هدف قدم می زدم و دنبال کلانتری می گشتم تا خودم را معرفی کنم که گشت پلیس سر رسید. من از قتل خواهرم پشیمانم و نمی دانم چرا دست به چنین کاری زده ام.

کلیدواژه ها :

دیدگاهها (۰)



تبلیغات


آخرین اخبار و مطالب