امروز ۴ مهر ۱۳۹۶
صفحه اصلی » اجتماعی » شهید تربت جام پس از ۱۸ ماه زنده شد!؟
کد خبر : 33429
تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۹۶در ۲:۰۰ ب.ظ

شهید تربت جام پس از ۱۸ ماه زنده شد!؟

رزمنده تربت جام در دفاع مقدس به عنوان یک شهید پیکرش تشیع و تدفین شد او بعد از ۱۸ ماه توانست به خانواده اش پیام دهد که زنده است.

به گزارش جام روز، رزمنده تربت جامی رمضان علی آزاد که در دفاع مقدس حضور داشت به عنوان یک شهید پیکرش تشیع و تدفین شد او بعد از ۱۸ ماه توانست به خانواده اش پیام دهد که زنده است.

وی پس سال ها تحمل درد و رنج اسارت وقتی به زادگاهش نیل آباد تربت جام بازگشت با استقبال عجیب مردم مواجه شد اما وقتی عکس بزرگ خودش را که دید متوجه اتفاقی عجیب شد او دید فردی دیگر بجای او در گلزار شهدا با نام او دفن شده که او شتابان بر سر مزارش حاضر و گریه کرد.

شهرستان تربت جام با بیش از دو هزار و ۵۰۰ شهید، جانباز و آزاده در استان خراسان رضوی به خود می بالد که این گونه در راه دفاع از میهن تمام عیار وراد میدان شده است.

یکی از آزادگانی که از خطه تربت جام روستای نیل آباد(نیلشهر)به میهن اسلامی بازگشت سرباز وظیفه رمضان علی آزاد می باشد که سرنوشتی متفاوتی داشته است که در گفتگو با خبرنگار جام روز به شرح اتفاقات خود پرداخته است.

ترک تحصیل و کار در مزرعه پدری

رمضان علی آزاد در سال ۴۴ در خانواده ای مذهبی تولد شد و پس از سپری کردن دوران کودکی تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند و از آنجا که پدرش توان پرداخت هزینه های تحصیل او را نداشت مجبور به ترک تحصیل شد و در کنار پدر مشغول کار کشاورزی شد.

فعالیت های انقلابی

رمضان علی در دوران انقلاب در دفاع از امام خمینی(ره) چندین مرحله با ضد انقلاب درگیر می شود و سعی می کند در تمام تظاهراتی که برای برای سرنگونی رژیم پهلوی در شهرستان تربت جام برگزار می شد شرکت کند.

اعزام به سربازی و نگهداری از اسرای عراقی

در سال ۶۳ زمان خدمت سربازی اش فرا می رسد که با معرفی خود به حوزه نظام وظیفه برای گذراندن دوره آموزشی به پادگان ۰۴ بیرجند اعزام می شود

پس از پایان دوره، ۱۵ ماه در پادگان پرندک رباط کریم مشغول مراقبت اسرای عراقی می شود و سپس به طور داوطلب به جبهه دهلران اعزام می شود و در این منطقه به عنوان تیربارچی خدمت سربازی را ادامه می دهد.

رمضان علی آزاد پس از دوماه حضور در خط مقدم برای زیارت والدین به نیل آباد می آید که بعد از اتمام مرخصی دوباره عازم جبهه می شود

او در خط مقدم جبهه به اتفاق داوزده نفر مشغول پاسداری ازمرز کشور است که خبر می رسد یکی از ایرانی ها پناهنده شده و اطلاعات زیادی را در اختیار عراقی ها گذاشته است.

شب بعد از اعلام خبر حمله همه جانبه عراقی ها شروع و از آسمان و زمین مثل باران تیر و خمپاره بر سر شان می بارد که هر ۱۳ نفر ساعت هشت و نیم شب اسیر می شوند.

آغاز اسارت در عراق و خبر شهادت او به والدینش

خانواده آزاد پس مدتی از آخرین دیدار با رمضانعلی خبر شهادت پسر خود را توسط یکی از اهالی روستا که همرزم وی بود مطلع  می شوند.

با گذشت چند روز از پیکری به نام رمضانعلی آزاد به بنیاد شهید تربت جام تحویل می شود که آنان پس از تشریفات لازم به والدین اعلام شهادت می کنند.

والدین آزاد با دلیل وجود لباس و قرآن پسرشان به همراه پیکر و علامت پایش ماهیت فرزندشان را تصدیق می کنند که پس از هماهنگی با سایر نهاد ها مراسم تشیع , تدفین ، بزرگداشت، هفتم، چهلم و سالگرد برگزار می شود و این در حالی که در تمام این مدت رمضانعلی در اسارت نیروهای عراقی بوده و هیچ اطلاعی از سرنوشت خودم در ایران نداشتم که چه مسائل بر بستگانش آمده است.

سرگذشت اسارت رمضانعلی و خبر اسارات به والدین

پس از اسارت او را به پادگان نظامی در العماره برده و ده روز در آن مکان بود و روز یازدهم صدام برای بازدید آمد و بعد آنها را به مکانی در بغداد بردند که پس از دو روز به اردوگاه رمادیه منتقل شدندو پس از هیجده ماه اسارت نیروهای سازمان ملل برای اولین بار به آنها سر می زدنند و توانستند اولین نامه را بعد از اسارت برای خانواده اش ارسال کند.

با توجه به اینکه نامه بدست والدین رمضانعلی رسیده بود آنان برایشان قابل باور نبود شهید را که دفن کرده بودند فرزنداشان نباشد تا اینکه توانست برای آنان در مرحله دوم همراه نامه عکس اسارت را بفرستد.

سختی ها وخاطرات دوران اسارت

آزاد با اشاره به سختی های دوران اسارت ببان داشت: تمام دوران اسارت به سختی می گذشت که خبر ارتحال حضرت امام خمینی (ره ) سختی را برما چندین برابر کرد و در اردوگاه غوغایی برپا شد و نیروهای عراقی در صورتی که با ایران پیمان صلح امضا کرده بودند سه شبانه روز آب و غذا نداده و با کابل از ما پذیرایی کردند.

آزاده تربت جامی تصریح کرد: اردوگاه عراق کمترین امکانات بهداشتی و رفاهی را داشت به صورتی که سرویس بهداشتی نداشت و دچار مشکل می شدیم.

وی خاطرنشان کرد: در پنج سالی که اسیر بودم منافقین بیشتر از دیگران به دیدار اسرا می آمدند و هدفشان تطمیع آنان جهت پناهندگی و عضویت در سازمان مناقین خلق بودند.

کفش نو و زیارت امام حسین علیه السلام

رمضانعلی ابراز کرد: در تمام مدت اسارت به غیر از دیوارهای اردوگاه جایی دیگری را ندیدیم تا یک روز به همه ما لباس و کفش نو دادند و گفتند آماده شوید برای زیارت کربلای معلا و عتبات عالیات که ساعت چهار صبح سوار اتوبوس ها شده و به زیارت سیدالشهدا رفتیم و باور نداشتیم که به آرزوی دیرنه خود رسیده ایم و همه اسرا تنها دعایی که داشتند آزادی وبازگشت به وطن بود.

وی ادامه داد: بعد از زیارت عتبات یک جلد کلام الله مجید با امضاء صدام به همه هدیه دادند و اسرا را مستقیم به مرز مهران آوردند و باورمان نمی شد امام حسین (ع) اینگونه سریع حاجت ما را برآورده کرده است وپس از ورود به میهن اسلامی و شکر الهی و تشکر از امامن معصوم و رهبری معظم انقلاب خاک وطن را بوسیدیم که این صحنه برایم قابل وصف نیست.

آزاده تربت جام عنوان داشت: پس از گذراندن دوره قرنطینه به دیدار رهبر انقلاب مشرف شدیم و پس از آن به مشهد آ مده و با مصاحبه خبرنگار و پخش از تلویزیون و رادیو خانواده متوجه بازگشت من شدند و سریعا به مشهد آمدند و لحظه دیدار فراهم گردید.

استقبال مردم از رمضانعلی آزاد

رمضان علی یادآور شد: هنگام ورود به تربت جام مردم و مسئولان استقبال وصف نشدنی کردند وبا توجه به اینکه در مدت اسارت دچار کمبود وزن شده بودم در مسیر استقبال بیهوش شدم و از شهر تا روستا با آمبولانس منتقل شدم؛ وقتی به هوش آمدم یک عکس بزرگ نقاشی شده از خودم را روی پارچه که در اتقاق نصب شده بود مرا متعجب کرد و پس از جویای علت خانواده ام سرگذشت آمدن پیکر شهیدم و برگزاری مجالس را تشریح کردند که بلافاصله با اهالی محل بر مزارم حاضر و با اجرایی مراسم با شکوهی به یاد شهیدان گریستم.

آزاده تربت جام تصریح کرد: مردم شیعه و اهل سنت نیلشهر ارادت خاصی به این شهید دارند و برخی از کشاورزان که شب ها مشغول آبیاری زمین های کشاورزی هستند می گویند شب ها بر مزار شهید چراغ روشن می شود و از این شهید حاجت گرفته اند.

رمضانعلی با اشاره پیگیری برای مشخص شدن این شهید گفت: چندین مرحله برای احراز هویت این شهید به مسولان بنیاد شهید و امور ایثاران کشور مراجعه کرده ام که پاسخی دریافت نکردم و نا امید به شهرم برگشتم.

وی ادامه داد: از همان روز تا کنون بر مزار شهید حاضر و برایش نذر و نذورات می دهم و در سال ۸۵ با هماهنگی با بنیاد شهید سنگ قبرم را به نام شهید گمنام تغییر دادم.

آزاده تربت جام عنوان کرد»: پدرم چندین بار در خواب شهید را دیده و گفته بود اسم من علی اکبر و اهل اصفهان هستم و پدر و مادر ندارم و شما پدر و مادر من هستید.

آزاده تربت جام تاکید کرد: برای شناسایی شهید و از نگرانی درآوردن بستگانش تصمیم دارم شهریور امسال به اصفهان بروم تا شاید نشانی از شهید پیدا کنم.

رمضانی علی با اشاره به تنها آرزویش بیان داشت: تاکنون چند بار به کربلا مشرف شده ام اما زیارتی که در زمان اسارات رفتم برایم متفاوت است و تنها آرزو یم تشرف مجدد به عتبات و دیدن اردوگاه رمادیه می باشد.

کلیدواژه ها :

دیدگاهها (۰)



تبلیغات


آخرین اخبار و مطالب