امروز ۱۹ آبان ۱۳۹۶
صفحه اصلی » یادداشت و تحلیل » دیالمه، مردی فراتر از زمان
کد خبر : 25087
تاریخ انتشار : ۲ خرداد ۱۳۹۵در ۶:۴۵ ب.ظ

دیالمه، مردی فراتر از زمان

عبدالحمید گویی در زمانی فراتر از معاصران خویش می زیست؛ وی از چهره ها و افرادی انتقاد می نمود که چون توانسته بودند افکار عمومی را فریب داده و خود را افرادی موجه جلوه دهند، هیچکس حاضر نمی شد سخنان روشنگرانه این شهید بصیر را بپذیرد.
به گزارش جام روز، به نقل از فریادها، محمدسعید ابراهیمی دانشجوی کارشناسی رشته حقوق و فعال سیاسی دانشجویی در یادداشتی به بهانه زادروز شهید عبدالحمید دیالمه، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی می نویسد:
«رحم الله عمی العباس، انه کان نافذ البصیره»
عبارت فوق، کلامی گهربار از لسان مبارک زین العباد (ع) در وصف علمدار دشت کربلا حضرت عباس بن علی (ع) و موید اهمیت وافر عنصر «بصیرت» است.
اهمیت این امر در منظر سید الساجدین(ع) به قدری است که وقتی می خواهند از عموی بزرگوارشان یاد کرده و از مقام شامخ ایشان تجلیل به عمل آورند، از سایر صفات و سجایای اخلاقی ایشان از قبیل زهد، تقوا و شجاعت سخنی به میان نمی آورند و توجه خویش را تماما معطوف به خصیصه مهم بصیرت می نمایند.مقدمه ای که از نظر گذشت و فلسفه سخن راندن در باب بصیرت در بادی امر، از این جهت بود تا سطوری چند پیرامون شهید بصیرت آن مظلومِ به دست فراموشی سپرده شده مغضوب ِجریانِ نفاق و تزویر بر زبان قلم جاری سازیم.
این شهید والا مقام، کسی نیست جز دکتر عبدالحمید دیالمه.
شاید امروزه و در میان نسل جوان ما کمتر کسی باشد که با شهید دیالمه و افکار و عقاید ایشان آشنایی داشته باشد و صد البته این امری طبیعی است و فردی که اندک آگاهی از مواضع سیاسی ایشان در اوایل انقلاب داشته باشد، دلیل این امر را خواهد یافت و همان دست هایی را که در ترور امثال دیالمه ها و آیت ها دخیل بودند، در پروژه کمرنگ کردن نام و یاد این شهدای بزرگوار نیز خواهد دید.
ممکن است این سوال به ذهن متبادر گردد که مگر امثال شهید دیالمه و آیت چه گفته بودند که عده ای را بر آن داشت که به حذف فیزیکی و محو کردن یاد و نام آنها روی آورند که در ادامه بدان خواهیم پرداخت اما پیش از آن که به بازخوانی مواضع سیاسی این شهید والامقام بپردازیم، کمی پیرامون ابعاد شخصیتی ایشان سخن خواهیم راند.
عبدالحمید دیالمه از انقلابیون سرشناسی بود که دوران دانشجویی وی در مشهد، با روزهای پر التهاب انقلاب مصادف گشته بود. عبدالحمید علاوه بر تحصیل در رشته ی داروسازی، در علوم دینی نیز دستی بر آتش داشت و ویژگی بارز وی نیز آشنایی با جریانات سیاسی و بصیرت و تیزبینی وی بود و لذا انحرافات و زاویه گرفتن های افراد و جریان ها از مسیر حق را پیش و بیش از سایرین درمی یافت و علاوه بر آن، اهل مماشات و دم فروبستن در قبال کجروی ها و انحرافات نبود و صریح و بی پرده، افکار التقاطی و انحرافی را به نقد می کشید و جوانان را از فرو غلتیدن در دام گروهک های انحرافی، بر حذر می داشت.
عبدالحمید گویی در زمانی فراتر از معاصران خویش می زیست و سخنانی بر زبان جاری می ساخت که درک آن، در آن برهه از زمان دشوار بود. وی از چهره ها و افرادی انتقاد می نمود که چون توانسته بودند با پنهان شدن در پس پرده نفاق و تزویر، افکار عمومی را فریب داده و خود را در نظر آنان افرادی موجه جلوه دهند، هیچکس حاضر نمی شد سخنان روشنگرانه این شهید بصیر را بپذیرد و اکثر افراد، به دیده تردید به این سخنان می نگریستند.
وی اولین فردی بود که انحرافات ابوالحسن بنی صدر را تشخیص داده بود و خطر تصدی پست ریاست جمهوری توسط وی را گوشزد نموده و اعلام کرده بود که بنی صدر، اعتقادی به ولایت فقیه ندارد؛ اما از آنجایی که بنی صدر در خدعه و نیرنگ ید طولایی داشت، توانست این گونه القاء کند که اعلام کاندیداتوری وی به توصیه حضرت امام (ره) بوده است و بدین گونه موفق شد به مقام ریاست جمهوری نائل آید اما رفته رفته نقاب تزویر از چهره فرو افتاده، ماهیت خائنانه وی بر همگان معلوم گشت و صدق گفتار عبدالحمید دیالمه در این زمینه آشکار شد.
دیالمه همچنین نسبت به افکار و اندیشه های افرادی همچون میرحسین موسوی نیز انتقاداتی داشت. طرح این انتقادات، در زمانی صورت می گرفت که مهندس موسوی، به عنوان کاندیدای وزارت امور خارجه، مطرح بود که این امر موید نگاه مساعد نظام به وی در آن مقطع و عدم تشخیص زاویه و انحراف او از خط امام (ره) بود.
همین امر نیز باعث شد تا روشنگری های شهید دیالمه و همچنین شهید سید حسن آیت در مورد افکار و عقاید التقاطیِ میرحسین موسوی، به مانند سخنانی که در افشای ماهیت بنی صدر بر زبان می راندند با اقبال مواجه نگردد و دیری نپایید که دو منتقد اصلی مهندس موسوی، به صورت کاملا تصادفی (!!!) ترور شدند و عرصه برای ترک‎تازی جنابشان فراهم گشت و موفق شدند به سرعت در سیستم حکومتی رشد کنند و در بزنگاه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، زمانی که دیگر از تصاحب مقام ریاست جمهوری به وسیله حربه تخریب ناجوانمردانه دولت نهم مایوس گشته بود، از چهره حقیقی خود رونمایی کرده و تمام قد در برابر رای مردم ایستاد و با متهم کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی به تقلب در انتخابات و کشاندن کشور به ورطه نابودی، بذر امید به سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را در دل دشمنان قسم خورده این نظام و انقلاب افشاند.
اما عنایات خاصه حق تعالی و بصیرت مثال زدنی ملت ولایتمدار ایران و زعامت حکیمانه مقام عظمای ولایت، داغ سرنگونی این نظام را بر دل استکبار و عمال آن گذاشت و آن را به خوابی تعبیر ناشدنی مبدل ساخت.
«و همانا این سنت خدای باری تعالی است که در کتاب آسمانی اش چنین می فرماید: یُریدونَ لیُطفِؤُوا نُور اللَّه بِأفوَاههِم وَاللَّه مُتِمّ نورهِ وَلَو كَرِهَ الكافِرون:می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و خدا جز به کمال رساندن نور خود را نمی خواهد، هر چند کافران را خوش نیاید.»
جناب آقای هاشمی رفسنجانی، پس از فتنه سال ۸۸ مدعی شده بودند که چنانچه به نظرات ایشان عمل می شد، گرفتار شرارت های به وقوع پیوسته نمی شدیم اما با عطف توجه به آنچه از نظر گذشت، به نظر می رسد وقوع فتنه در سال ۸۸، معلول چشم فرو بستن بر هشدارها و روشنگری های افراد با بصیرتی است که از سال ها قبل انحرافات و کجروی های مهندس موسوی را تشخیص و خطر تفکرات آن ها برای نظام را گوشزد کرده بودند؛ نه پیشگویی های افرادی که خود و خاندان آن ها از آتش افروزانِ وقایع پس از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری بوده اند.
انتهای پیام/

دیدگاهها (۰)



تبلیغات


آخرین اخبار و مطالب